• ورود-عضويت

    نام کاربری

    رمز عبور


    فراموشی رمز
     
  • نظرات
    شما هم بايد نام نويسی کنيد تا بتوانيد نظر خود را ثبت کنيد.
     
    salam ,khubi? neveshtehaye ghashangi dari
    2010-09-06 10:27:15
    tnx a lot
    2010-09-05 10:06:43
    me30 ama man hishkio nemishnasam
    2010-09-05 06:56:41
    manzoori nadashtam :)
    2010-09-05 06:48:50
    tazakore enzebati
    2010-09-05 06:40:44
    همه
     
  • admin
    admin اسم : حسین
    سن : 23
    سايت / وبلاگ : http://kks.ir
    محل سکونت : تهران . سعادت آباد
    آيدی ياهو : h_f_just_l@yahoo.com
    تحصيلات : دانشجوی کارشناسی، رشته اقتصاد
    علاقه مندی ها : برنامه نویسی، معماری، طراحی، فوتبال، با عزیزانم بودن..
    تعداد نوشته ها : 27
  • نوشته ها
    • اینو دقت کرده بودین؟

      یا رفیق من لا رفیق له..

      نوشته شده در تاريخ: ۱۱٫شهریور.۱۳۸۹

     
    • خلاقانه ترین بیلبورد جهان

      این بیلبورد که خلاقانه ترین بیلبورد جهان نامیده شده است، تبلیغی برای رنگ موی kolestan بوده است.
      که در آن رنگ موی زن بر طبق طلوع و غروب آفتاب تغییر می کند.

      نوشته شده در تاريخ: ۲۸٫مرداد.۱۳۸۹

     
    • زن و شوهر..
      گفت : چرا تو آرایشگاه بوسم نکردی؟‬
      ‫داماد قبلی ، عروسشو بوس کرد جلو همه…‫گفتم : من فکرم نرسید از کجا می دونستم‬ ؟
      ………..
      ‫دل تو دلم نبود که در رو باز کنه و ببینه چقدر خوشگل شدم‬!
      ‫دلم میخواست بیاد بغلم کنه و ببوستم‬
      ‫اما در رو که باز کردند همینطوری مبهوت نگام کرد‬ ‫نه لبخندی‬
      ‫نه ذوقی‬
      ‫هیچی‬
      ………………
      ‫یه شب میریم خونه ی مامانش میایم میگه خسته ام‬ ‫یه شب می گه پارک رفتیم دیر وقته‬
      ‫من نمی تونم‬
      ‫یه شب می گه من پ پ هستم پیشم نیا‬
      ‫همینطوری منو می پیچونه‬
      ……………..  ‫میترسم‬
      ‫میترسم نکنه فقط من رو واسه شبهاش میخواد‬
      ‫میترسم نکنه یه کم پیر بشم و دیگه نتونم اونم ولم کنه‬
      ‫تنها چیزی که براش مهمه همین شب جمعه هاست‬
      ‫همش فکر خودشه‬
      ‫لذت خودش‬ ‫خودش‬
      ‫خودش‬
      …………………..
      ‫دو سال شد‬
      ‫چه زود گذشت‬
      ‫هی می گه بچه‬
      ‫بچه می بینه دلش ضعف میره‬
      ‫من نمی دونم این بچه چیه مگه‬؟
      ‫من فقط نیگا می کنم‬
      ‫نه روزنامه می خونه‬
      ‫نه کتاب می دونه چیه‬
      ‫فقط بچه‬
      ……………….
      ‫دو سال شد‬
      ‫چه سخت گذشت‬
      ‫چقدر تنها تر شدم‬ ‫اونم که زندگی رو تو کتابها و کاغذهای سربی میخواد پیدا کنه‬
      ‫آهای‬
      ‫من اینجام‬
      ‫اینجا‬
      ‫زیر سایه ی تو‬
      ‫کاش یه بچه داشتم‬
      ‫یه دختر ……………..
      ‫می گم بیا این سی دی رو ببینیم باهم‬
      ‫سرحال میشی از این سردی در میای‬
      ‫میگه من سرحالم  ‫تو سردم می کنی‬
      ‫بلد نیستی هنوز من چی می خوام ازت‬
      ‫منم ادمم‬
      ‫تو فقط خودتو می خوای به عرش برسونی‬
      ………….
      ‫چشم تو چشم به من توهین میکنه ‫من رو با این فاحشه های هر جایی مقایسه میکنه‬
      ‫من‬
      ‫منی که آفتاب و مهتاب تنم رو ندیده بود‬
      ‫حالا باید ادای این هرزه ها رو در بیارم‬
      ‫اصلا تو که اینطوری میخواستی عشق و حال کنی چرا زن گرفتی؟‬
      …………….
      ‫ چهار سال شده …
      ‫چی داریم به بگیم آخه‬ ؟
      ‫به هم بگیم
      ‫هی میگه بیا حرف بزنیم‬
      ‫چقدر از گوشت ومرغ و زن دایی بگیم‬
      ‫حرف دیگه بلد نیست‬
      ‫شهره چقدر قشنگ حرف می زنه‬
      ‫دختر خاله ش‬
      ‫چقدرم خوش پوشه‬
      ……………..
      ‫باید خودمو به آب و آتیش بزنم تا از این سکوت بیاد بیرون‬
      ‫آخرشم هیچی ‫یا خوابش میره یا گرسنه اش میشه یا…..‬
      ‫با هر ننه قمری سه ساعت لاس میزنه‬
      ‫به من که میرسه سرش شلوغ میشه‬
      ‫یکی نیست بهش بگه خب ، میپوسه آدم گوشه این خونه از تنهایی‬
      ………………..
      ‫واسش خونه و زندگی درست کردم‫بچه درست کردم بگیره بغلش‬
      ‫نمی دونم چشه‬
      ‫می گه تو روشنفکر نیستی اداشو در میاری‬
      ‫همش فکرت تو لنگ پاچه زناست ‫زنت برات مهم نیست‬
      ‫حرفای گنده تر از دهنش می زنه دیگه‬
      …..
      ‫دلم خوشه شوهر دارم‬
      ‫بچه دارم‬
      ‫مردم حسرت زندگیم رو میخورن‬
      ‫اما چه فایده‬
      ‫دیروز موهام رو زیتونی کردم‬
      ‫تو آرایشکاه برام اسفند دود کردند‬
      ‫با ذوق و شوق اومدم خونه سرش رو از تو روزنامه بلند نکرد که من رو ببینه ‫وقتی هم که از اون کاغذ پاره و پیپ ش دل کند گفت شااااااااااااام‬
      ‫سر شام میگه دختر پروین خانوم عروسی کرده ابروهاشو برداشته؟‬
      ……………………..
      ‫خودمم موندم ‫شهره که ماتیکشو عوض کنه من متوجه میشم‬
      ‫اما این موهاشو رنگ کرده بود نمی دیدم‬سعی میکنم ، اما نمیشه شهره هر شب برام آف می ذاره ‫اون منو درک می کنه‬
      ‫بهم گفت تو تو دنیا یه دونه ایی‬
      ……………..
      ‫همیشه از اینکه با بقیه مقایسه بشم متنفر بودم‬
      ‫همیشه از این که اونو با بقیه مقایسه کنم متنفر بودم‬
      ‫اما حالا باید رسوب شدن خودم رو ببینم‬
      ‫من که از همه جلوتر بودم حالا باید کون بچه بشورم و اون بره وبلاگ بنویسه‬
      ‫فکر کرده من نمیدونم‬
      ‫کاش نمیدونستم‬
      ‫…………………‬
      ‫تمام این هفت سال یه طرف‬
      ‫تمام شبهاش‬ ‫اون شبی که با شهره بودم یه طرف‬
      ‫خودمو می خواد‬
      ‫چطور به من دست می کشید‬
      ‫این انگار می خواد نهار بپزه‬
      ‫نه تنوعی‬ ‫نه فکری‬
      ‫گاهی میگم کاش میرفت زیر ماشین‬
      ‫خلاص می شدم‬
      ………………
      ‫وااااااااای چه دخمری دارم من‬
      ‫بیا قربونت برم‬
      ‫بیا نفس مامان‬
      ‫بیا لباست رو تنت کنم‬
      یه بوس بده به مامان
      ‫آ … قربون چشاش بشم من‬
      ‫دخمر گلم یه وخ به خاله اینا نگی بابایی شبا نمیاد خونه ها‬
      حالا یه بوس بده که لباست رو پوشیدی و بریم‬

      ……………………..
      ‫غلطی نمی تونه بکنه‬
      ‫افسارش دست منه‬
      ‫آبشو می دم‬
      ‫دونشو میدم‬
      ‫دیگه چی می خواد‬
      ‫بذار به درد خودم بسوزم‬
      ‫بهش می گم چاق شدی‬
      ‫نمیشه به ریختت نیگا کرد‬ ‫می گه برو باهمون کمر باریکا بچرخ


      ………………. ‫

      سلام علی آقا‬
      ‫قربون دستتون‬
      ‫میشه یه این صورتو بفرستید دم در خونه …؟
      ‫خودم تقدیم میکنم‬
      ‫دستتون درد نکنه‬
      ‫به خانم سلام برسونید‬

      ………………………..

      ‫نه سال کم نیست‬
      ‫خوب طاقت آوردم‬
      ‫هی گفتم مراعات کنم‬
      ‫حالام که |آقام نیست دیگه توی این دنیا‬
      ‫مراعات چیو بکنم‬ ؟
      ‫نشد یه شب‬
      ‫فقط یه شب ما رو به مراد دلمون برسونه‬
      ‫عوضش شهره ، کار کشته اس
      ‫دیگه بسه‬
      ‫می فرستمش بره خونه ی مادرش
      ‫خلاص‬
      ………………

      ‫دو ساله دارم هر روز میرم تو زیر زمین و دست از پا دراز تر میام بیرون‬
      ‫باید یه جا تمام بشه‬
      ‫باید‬
      ‫باید‬
      ‫باید‬
      ‫باید این کار رو تموم کنم‬
      ‫بسه دیگه‬
      ‫جهنم همینه‬ ‫
      بوی بنزین رو دوست دارم‬
      ‫بیشتر از تن کثیف او‬
      ‫بوی بنزین رو دوست دارم‬
      ‫سردمه‬
      ‫باید گرم بشم‬
      این کبریتم که نم کشیده …
      ……………………

      … ‫شش ماهه که گذشته‬
      ‫اما هنوز بوی گوشت سوخته‬
      ‫تو این زیر زمین میاد‬
      ‫بچه ام زبونش بند اومده از اون شب
      ‫نکرد بچه رو بفرسته خونه ی مادرش اقل کم
      ‫حالم خیلی بده‬
      ‫همه سرکوفتم می زنن‬
      ‫بازم به شهره‬
      ‫هوامو داره‬
      ‫کاش اقل کم یه جور دیگه خودشو نفله کرده بود‬
      ‫یه جور دیگه ….‬

      متنهای زن ، توسط خانم شادی باقی نوشته شده اند …
      نگارش متن مرد توسط namehaytina.blogspot.com…

      نوشته شده در تاريخ: ۱۸٫مرداد.۱۳۸۹

     
    • هنر عکاسی..

      نوشته شده در تاريخ: ۱۵٫مرداد.۱۳۸۹

     
    • تو خوشحالی به خاطر اینکه آزادی، یا آزادی به خاطر اینکه خوشحالی؟!

      نوشته شده در تاريخ: ۱۳٫مرداد.۱۳۸۹

     
    • رو لباسش نوشته : متخصص زنان نیستم ولی یک نگاهی میاندازم

      نوشته شده در تاريخ: ۱۰٫مرداد.۱۳۸۹

     
    • نوشته شده در تاريخ: ۰۷٫مرداد.۱۳۸۹

     
    • گاندی

      هنوز هم نمی‌دانم هر سال که می‌گذرد یک سال به عمرم اضافه می شود یا یک سال از عمرم کم می شود!

      نوشته شده در تاريخ: ۱۷٫تیر.۱۳۸۹

     
    • همینطوری

      نوشته شده در تاريخ: ۰۹٫تیر.۱۳۸۹

     
    • - فائزه؟
      - بله؟
      - نمی دونم

      نوشته شده در تاريخ: ۰۲٫تیر.۱۳۸۹